نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

مخور ای دل غم بسیار مخور

ور خوری جز غم دلدار مخور

نه غم یار عزیزست؟ آن نیز

اگرت هست نگهدار مخور

یار تیمار تو چون می نخورد

پس تو بی فایده تیمار مخور

خه! چنین خواهمت، احسنت،ای یار

غم من اندک و بسیار مخور

من ز عشق تو زیم یا میرم

تو خود البّته غم کار مخور

پشت من بشکن و پیمان مشکن

خون من می خور وز نهار مخور

چشم تو دوش لبت را می گفت

با فلان ، باده دگر بار مخور

لب تو گفت بدو خیز بخسب

تو که مستی غم هشیار مخور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تأکید بر دوری از غم و ناراحتی اشاره دارد. شاعر به دل می‌گوید که از غم‌های مختلف پرهیز کند، مگر اینکه غم عشق محبوبش باشد. او همچنین به یادآوری می‌پردازد که اگر محبوب نیز در غم او نیست، پس چرا باید غم بخورد. شاعر از بی‌فایده بودن تلاش‌هایی که بدون عشق واقعی انجام می‌شود سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که نباید به غم‌های بی‌مورد و غیرضروری اهمیت داد. در نهایت، او به لذتی که در عشق و شراب وجود دارد اشاره می‌کند و توصیه می‌کند که از مستی و خوشی‌ها غافل نشویم.