شمارهٔ ۱۲۰ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
امید راحت از عالم ندارم
اگر شادیست ورغم هم ندارم
اگر افزون شود خرّم نگردم
وگر نقصان کند ماتم ندارم
همه عالم دمست و این عجبتر
که در عالم یکی همدم ندارم
پذیرفتم من از دست قناعت
که حاجت بر بنی آدم ندارم
نبینم روی شادی هرگز ارمن
دل خود را بغم خرّم ندارم
اگر بی بهره ام از کام گیتی
نصیب مهنت از کس کم ندارم
چرا گیرم غم صد ساله در پیش
کامید زندگی یک دم ندارم؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از ناامیدی و تنهایی خود در زندگی سخن میگوید. او به این حقیقت اشاره میکند که حتی در لحظات شاد زندگی، احساس خوشحالی نمیکند و به نوعی پذیرای غم و قناعت است. شاعر به فقدان همراه و دوست در عالم اشاره میکند و میگوید که اگرچه ممکن است از نعمتهای دنیا بیبهره باشد، اما غم و رنج را همچنان احساس میکند. او در نهایت به این نتیجه میرسد که حتی اگر زندگی شیرین نباشد، از درد و رنج هم نمیتواند فرار کند و به طعنه میگوید که در برابر مشکلات، زندگیاش یک لحظه هم شاداب نیست.