نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۹ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نگارا چند ازین پیمان شکستن

ز پیشانی دل سندان شکستن

کمانِ ابروان در هم کشیدن

وز او در جان من پیکان شکستن

سر زلف تو زان ناتندرستت

که باشد عادتش پیمان شکستن

لبت را رسم باشد گاه خنده

گهر را کار در دندان شکستن

شکر را عیش شیرین تلخ کردن

قدح را خنده اندر جان شکستن

دهانت راست عادت وقت گفتار

ز شکّر پستهٔ خندان شکستن

دلم زندان غم گشتست و این راست

همیشه عادت زندان شکستن؟

چه مردی باشد اندر عهد بستن

به دشواری و پس آسان شکستن؟

بدین سستی که پیمان تو باشد

بیک ساعت دو صد بتوان شکستن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به شکستن پیمان‌ها و عهدها اشاره می‌کند و از درد و غمی که از این خیانت‌ها به دلش رسیده صحبت می‌کند. او از زیبایی دلبندش و عادت‌هایش به نقض پیمان‌ها سخن می‌گوید و به این نتیجه می‌رسد که این رفتارها موجب رنج و غم در دلش شده است. شاعر به پیچیدگی روابط عاطفی و عدم پایبندی به وعده‌ها پرداخته و از این که این پیمان‌ها به سادگی و بی‌دردسر شکسته می‌شوند، ابراز ناامیدی می‌کند.