شمارهٔ ۱۳۶ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
ای غمزهٔ تیز تو جگرخواره
وی لعل تو طیرهٔ شکرپاره
هم وعدهٔ تو دراز بیحاصل
هم چشم ضعیف تو ستمکاره
برگشته بصد هزار نومیدی
از کوی تو عاشقانِ بیچاره
همچون گل و لاله ماه و خور پیشت
بر خاک همی نهند رخساره
مگذار که زلفکان هندویت
ناهمواری کنند همواره
هر گه که کنم حدیث وصل تو
گوید غم تو که هان، دگرباره
شد در دل ما به دولت عشقت
غم خانهنشین و صبر آواره
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عمیق عاشقانه و درد ناشی از جدایی میپردازد. شاعر از غم و نارضایتیاش نسبت به عشق و فراق صحبت میکند و به زیبایی معشوق اشاره میکند. او از وعدههای نافرجام و چشمهای معشوق که به او ظلم میکند، ابراز ناامیدی میکند. شاعر تصویر عاشقانی را ترسیم میکند که به درگاه معشوق غمگین و بیچاره به خاک افتادهاند. همچنین به زلفهای معشوق اشاره میشود که همواره مانع وصال است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق و غم در دلش جا دارد و او را در وضعیتی آشفته نگه میدارد.