نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۱ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گر بخواهی کشتنم یکبارگی

رحمتی آخر برین بیچارگی

عشق می بایست ما را، بس نبود

محنت تنهایی و آوارگی ؟

در فراقت جز غمم غموخواره نیست

وای آنکش غم کند غمخوارگی

می کنم نظّارۀ رویت ز دور

جز درودی نیست بر نظّارگی

کشتیم در انتظار بوسه یی

ای بکنیم گرم کرده بارگی

یابده بوسی و جانم زنده من

یا بکش تا وارهم یکبارگی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گوینده از درد و رنج ناشی از عشق و تنهایی سخن می‌گوید. او به عشق اشاره می‌کند که کافی نیست و در کنار آن از محنت و غم فراقت با عواطفی عمیق سخن می‌گوید. گوینده در انتظار بوسه‌ای از معشوق است و می‌خواهد یا به او جانی دوباره ببخشد یا اینکه به یکباره او را به مرگ می‌رساند تا از رنجش رهایی یابد. در نهایت، او تنها غم را حس می‌کند و از فراق و دوری معشوق، دچار درد و اندوه عمیق است.