شمارهٔ ۱۵۲ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
منم امروز و یکی مطرب و جایی خالی
شیشهای پُر ز می و صحن سرایی خالی
خانهای خرد، ولیکن چو نگارستانی
خوش و از زحمت هر خانهخدایی خالی
نرد و شطرنج به دست آید و در شیوهٔ خویش
راستی نیست هم از برگ و نوایی خالی
خیز جانا و بیا تا سهبهسه بنشینیم
که نباشند حریفان ز بلایی خالی
بوفا بر تو که تنها بخرامی زیراک
نبود روی رقیبان ز جفایی خالی
با تو در خلوت خواهم که کنم عشرت از آنک
برملا، عیش نباشد ز ریایی خالی
مطرب، انصاف درین مجلس هم زحمت ماست
لیک هم خوش نبود از دف و نایی خالی
تا کنم بر رخ تو همچو صراحی ز شراب
مغز و اندیشه ز هر رنج و عنایی خالی
به ادب میکنمت خدمت از آن سان که بود
حرکاتم همه از چون و چرایی خالی
دست مال سر زلف ار نکنم گه گاهی
نبود از خدمت مالیدن پایی خالی
لیک اگر از سر مستی دهمت بوسه مرنج
فعل مستان نبود خود ز خطایی خالی
ور ببر در کشمت مست هم از جا بِمَرُو
بهر این کار به کار آید جایی خالی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با کنایه و زبان مجازی از تنهایی و خالی بودن فضا سخن میگوید. او به همراه یک مطرب در جایی نشسته و به مینوشی میپردازد. خانهای کوچک و زیبا دارد که نسبت به ابعادش پر از زیبایی و هنر است. او خواهان دور شدن از رقیبان است تا بتواند با معشوقش لحظاتی خوش و صمیمی را تجربه کند. شاعر معتقد است که در این خلوت هیچ چیز از زیبایی و شوق کم ندارد و میخواهد غم و زحمتهای دنیا را با عشق و میگساری فراموش کند. همچنین به فضای شاداب و موسیقایی مجلس اشاره میکند که حتی عدم وجود رقبای خود را نیز به نوعی به مزاح میگیرد. در نهایت، او با عشق و شروقی که دارد، میخواهد از زندگی لذت ببرد و احساساتش را بدون قید و شرط بیان کند.