نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

دلبرم سوی سفر خواهد شد

کا رمن زیر و زبر خواهد شد

دل خون گشته ام اندر پی او

از ره دیده بدر خواهد شد

حال من خود ز غمش نیک بدست

وه کزین نیز بتر خواهد شد

عشق او کز همه کس پنهانست

در همه شهر سمر خواهد شد

ای بسا روز که بی روی ویم

آستین از مژه تر خواهد شد

وین باشب که در اندیشۀ او

دیده پر خون جگر خواهد شد

من ندانم که مرا بی رخ او

چون یکی روز بسر خواهد شد

جانم آمد بلب و یار هنوز

تا دو سه روز دگر خواهد شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از احساسات عمیق خود نسبت به محبوبش سخن می‌گوید. او انتظار سفر محبوب را می‌کشد و می‌داند که با رفتن او، حالش خراب‌تر خواهد شد. دلش به خاطر دوری از محبوب خونین شده و از غم او رنج می‌برد. عشقش پنهان است، اما در شهر همه جا درباره‌اش صحبت می‌شود. شاعر به یاد می‌آورد روزهایی را که بدون دیدن محبوبش اشک می‌ریخته و شب‌ها در اندیشه او، چشمانش پر از اشک می‌شود. او نمی‌داند بی‌وجود محبوبش چه بر سرش خواهد آمد و حس می‌کند که جانش به لب رسیده، اما همچنان منتظر بازگشت یار است.