نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

یا رب! این بچّهٔ ترکان چه ز ما می‌خواهند؟

که همیشه دل ما را به بلا می‌خواهند

زلف پرچین ز چه بر زیر کله می‌شکنند؟

گر نه مان بسته ترا ز چین قبا می‌خواهند

روز اسب و زره و تیغ و کمر می‌طلبند

شب شراب و قدح و زیر و دوتا می‌خواهند

ده منی گرز چو از دست بمی اندازند

یک منی ساغر در حال فرا می‌خواهند

باز چون از پی بازی سوی میدان تازند

گوی و چوگان ز دل و قامت ما می‌خواهند

زلف چون چوگان دارند و زنخدان چو گوی

پس ز ما عاریت این هر دو چرا می‌خواهند؟

آفت هوش و روانند و بلای دل و دین

وآنگه ایشان را مردم به دعا می‌خواهند

اصلشان چون ز خطا باشد بر اصل خطا

لاجرم بوسه بها جزو خطا می‌خواهند

رایگانی به تو کی بوسه دهند؟ آن قومی

کز پی بچّهٔ خود شیربها می‌خواهند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات شاعر نسبت به جوانان ترک می‌پردازد و با لحنی تحسین‌آمیز و همزمان انتقادی، از جذابیت‌های ظاهری و رفتارهای آن‌ها سخن می‌گوید. شاعر متعجب است که این جوانان چه چیزی از او می‌خواهند، حال آنکه آن‌ها دلش را به درد واندازند و خواسته‌هایی متضاد دارند؛ از جنگ و نبرد در روز تا شراب و خوشگذرانی در شب. او اشاره می‌کند که زیبایی‌های ظاهری آن‌ها، همچون زلف و زنخدان، به نوعی به او تعلق دارند و از این می‌پرسد چرا باید از او خواسته شوند. در نهایت، شاعر به ناکامی در برآورده کردن خواسته‌های آن‌ها اشاره می‌کند و تمسخرآمیز به این نکته می‌پردازد که این خواسته‌ها ریشه‌ای نادرست دارند و در نهایت به بدبختی و درد منجر می‌شوند.