نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۷ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

روی از آن خوبتر تواند بود؟

هان بگوئید اگر تواند بود

آنچنان نازک و چنان شیرین

لب نباشد، شکر تواند بود

تیر غمزه چو در کمان آرد

نه همه دل سپر تواند بود

چشم مستش نه آن چنان خُفته‌ست

کش ز حالم خبر تواند بود

وانک طرفی به وصل بربندد

از میانش، کمر تواند بود

وانک بیخ فراق او بکند

رستم زال زر تواند بود

اشک لعلم ز عکس چهرهٔ اوست

نی ز خون جگر تواند بود

با چنین صبر و دل که من دارم

مشکلم زو گذر تواند بود

بکشم جور او که خار و گلش

همه با یکدگر تواند بود

من که باشم که آن چنانی را

بر در من گدر تواند بود؟

لیک با این همه نیَم نومید

تو چه دانی؟ مگر تواند بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد و سوالاتی را درباره اینکه آیا چنین زیبایی دیگری می‌تواند وجود داشته باشد یا نه، طرح می‌کند. شاعر به وصف نازکی و شیرینی لب معشوق پرداخته و بیان می‌کند که عشق و غم او مانند تیر و کمان است. همچنین، به تأثیر چشم معشوق بر حال و روز خود اشاره می‌کند و می‌گوید حتی فراق او نیز چقدر دردناک است. شاعر در نهایت با حالتی نیمه‌ناامید به این نتیجه می‌رسد که با وجود همه مشکلات، عشق او ممکن است گذر نکند. این متن نشان از عمیق‌ترین احساسات عاشقانه و دلبستگی شاعر دارد.