نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هرکه به روی لعل شیرین تو فرمان می‌دهد

جان شیرین از بن سی و دو دندان می‌دهد

چشم بدمستت به زخم تیغ حاصل می‌کند

هر قراری کان سر زلف پریشان می‌دهد

شحنهٔ بازار عشقت بی‌محابا هر زمان

گوشمال عالمی بر دست هجران می‌دهد

گفت عشقت خون تو من هم بریزم عاقبت

راستی را وعده‌های خوش فراوان می‌دهد

خندۀ پنهان تو در زیر لب هر ساعتی

عاشقان را ریشخندی بس به سامان می‌دهد

گه دهانم ناله را در کوه می‌بندد عنان

گاه چشمم اشک را سر در بیابان می‌دهد

چشم تو گر گه‌گهی از اشک مژگان تر کند

آن نه ار زحمت بود، خود آب پیکان می‌دهد

گفتمش بوسی به جانی می‌فروشد لعل تو

تا نپنداری که لعلت بوسه ارزان می‌دهد

گفت زوری نیست بر کس بوسهٔ من طرح نیست

هر کرا دل می‌دهد می‌آید و جان می‌دهد

جان همی‌دادم به آسانی، فراقت گفت هی

این توقّف بین که پنداری که تاوان می‌دهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و احساسات عمیق عاشقانه است. شاعر از زیبایی و شیرینی معشوق خود می‌گوید و اشاره می‌کند که هر کس به او فرمان می‌دهد، جان خود را برای او قربانی می‌کند. چشمان عاشقانه معشوق، درد و زخم‌های عاطفی را ایجاد می‌کند و درد جدایی عشق را به تصویر می‌کشد. شاعر به وعده‌های عشق اشاره می‌کند که پر از خوشی هستند و لبخندهای پنهان معشوق، باعث ریشخند به عاشقان می‌شود. همچنین، او از ناله‌های دل و اشک‌هایی که از جدایی سر می‌زند، سخن می‌گوید و به تجربه‌های عاشقی و زحمات آن اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر از قیمت عشق و فداکاری‌هایی که در این راه می‌شود، سخن می‌گوید و به معنای عمیق عشق و وفاداری تأکید می‌کند.