نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰ - وله ایضا کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

گل باز طراوتی دگر دارد

کز باد بهار جلوه گر دارد

در پوست همی نگنجد از شادی

غنچه ز نشاط آنکه زر دارد

سوسن بزبان حال می گوید

سرّی که صبا از آن خبر دارد

اینک ز پی نظاره در بستان

نرگس همه سر پر از بطر دارد

بر صدورق گل آنچه بنوشتست

بلبل همه یک بیک ز بر دارد

بر کم عمری خویش می گرید

نرگس که همیشه چشم تر دارد

راز دل غنچه چون نهان ماند؟

کو باد بهار پرده در دارد

گل گرچه جو نوعروس پرزیور

در پردۀ غنچه زیب و فر دارد

تشویر خورد زرنگ رخسارت

چون پرده ز روی کار بر دارد

بر دل دارم من از جفای تو

آن داغ که لاله بر جگر دارد

خورشید گفت، از آن بود زرّین

هر جا که برو همی گذر دارد

بس کیسه که دوختند بر جودش

صد حلقه بگوش چون کمر دارد

بستست میان مجاهزیّش را

گردون که متاع خودگهر دارد

جود تو بزر همی خرد گوهر

اینک گهر سخن چه سر دارد؟

کس قدر هنر بجز تو نشناسد

جوهر بر جوهری خطر دارد

ایّام بخدمتت همی نازد

وانصاف جهان همین هنر دارد

خورشید چو مشتری همه ساله

بر خاک در تو مستقر دارد

سعی از پی سایلان کند ورنی

او مایه ز بحر بیشتر دارد

از بهر گریز خصم تو هر شب

چون دایره پای زیر سر دارد

خصم تو ز دیده هیچ خون در رگ

خون بر تو حلال کرد گر دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و تازگی گل‌ها در بهار اشاره می‌کند و احساس شادی و سرور را از طریق تصویرسازی‌های رنگارنگ انتقال می‌دهد. گل‌ها و غنچه‌ها به زبان حال خود، از نشاط و شکوفایی می‌گویند و در عین حال، از زوال و کم‌عمری نیز گله‌مند هستند. شاعر به درد دل و جفای عشق نیز اشاره می‌کند، و بر این نکته تأکید می‌کند که هنر و زیبایی از ارزش بالایی برخوردارند. در نهایت، شاعر در تقدیر از محبت‌ها و جود معشوق تأکید می‌کند و حسدوکین را به عنوان خصم یاد می‌کند. این شعر در کلیت خود، ترکیبی از شادی بهار و غم عشق را به تصویر می‌کشد.