شمارهٔ ۱۱۱ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای سخا پیشه یی کامید مرا
سوی بخت تو رهنمون آورد
پرتو همّت تو چون آتش
رخ بدین چرخ آبگون آورد
چون بدیدم که نشتر از ره فصد
از تن نازنینت خون آورد
عجب آمد مرا از ین حالت
هر زمان حیرتم فزون آورد
گفتم این دست بحر بود،چرا
همچو کان لعل از درون آورد؟
دست سرو، ارغوان شکوفه کند؟
یاسمین بار لاله چون آورد؟
شفق از افتاب طالع شد ؟
فلک این رسم نو کنون آورد؟
آخر الامر معنیی بس خوب
در دلم عقل رهنمون آورد
دست تو بر مثال دریاییست
که دو صد بحر را زبون آورد
همچو غوّاص سر بدو در برد
شاخ مرجان ازو برون آورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان زیبایی و بزرگی دست و همت یک سخاوتمند میپردازد. شاعر به توصیف روشنی و تأثیرگذاری دست این فرد میپردازد که مانند آتش درخشان و اثری شگفتانگیز بر زمین و دنیای اطرافش دارد. او به حیرت خود از این وضعیت اشاره میکند و تأکید میکند که دست این دلسوخته، مانند دریایی میباشد که میتواند گنجینههای گرانبها را بیرون آورد. در نهایت، شاعر به معنای عمیق و خوبی که در دل او جرقه میزند، اشاره کرده و این احساس را نتیجهی تأثیر دست و همت آن فرد میداند.