شمارهٔ ۱۲۴ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
زهی سرفرازی که در پیش حکمت
سپهر از دل و دیده محکوم باشد
تو باشی وجز تو نباشد اگر زانک
امامی درین عصر معصوم باشد
بتحقیق بدبخت آنرا شناسم
که از دوستیّ تو محروم باشد
تو آنی که اسباب ارباب معنی
به سعی بنان تو منظوم باشد
خلوص دعا گو بدین خدمت اندر
همانا که معلوم مخدوم باشد
در آتش شوم از برای رضایت
وگر خود چو شمعم تن از موم باشد
به خدمت فرستاده ام ارمغانی
تو خود دان که آنرا چه مفهوم باشد
چه پوشیده دارم؟تو دانی که تحفه
ز خادم تقاضای مرسوم باشد
ولیکن سه سال است وین یک دقیقه
بناچار باید که معلوم باشد
که در مذهب شاعران آنچنانست
که مرسوم بگذاشتن شوم باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ویژگیهای یک امام معصوم و جایگاه او در حکمت و معنویت اشاره دارد. شاعر به عظمت و سرفرازی آن امام اشاره میکند و میگوید که هیچ کس نمیتواند به اندازه او درک کند. همچنین بر تنهایی و بدبختی کسانی که از دوستی او محرومند، تأکید میکند. شاعر ابراز میکند که هر نوع خدمت و دعا به او خالصانه و با نیت نیک است. در ادامه، اشاره میکند که او آماده است تا برای رضایت امام از خود فداکاری کند، حتی اگر همانند شمعی در آتش بسوزد. در پایان، شاعر به این نکته میپردازد که در دنیای شاعران، گذاشتن تحفه و ارادت به امام امری مرسوم و متداول است، حتی اگر گاهی این کار با تأخیر انجام شود.