نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷ - وله ایضا فی صفة الفرس کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا اسبیست الحق این چنین اسب

زیان مال و نقص جاه باشد

همه تن استخوان چون اسب عاجست

که در شطرنج جفت شاه باشد

چو دیواریست بر روی بلندی

که خود دیوار من کوتاه باشد

ز روی آنکه اندر وی تحّرک

به زور و حیلت و اکراه باشد

تو دیدی جانور هرگز که او را

غذای از باد و اب از چاه باشد

بگیرد راه چون بروی نشینم

چو دیواری که اندر راه باشد

بدو گفتم بجنب آخر که جنبش

بدیوار اندر و گه گاه باشد

مرا گفتا که در دیوار جنبش

از آن باشد که در وی کاه باشد

تو کاهم ده اگر من بر نپّرم

ترا با من عتاب آنگاه باشد

خلل کردست دیوارت نگه دار

که افتادنش از ناگاه باشد

تو از من بی گناه آخر چه خواهی ؟

بکش، تا مردنم یک راه باشد

مرا هر سال شش ماهست روزه

شما را روزه خود یک ماه باشد

بفریادم رسد صدر زمانه

اگر از حال من آگاه باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به نوعی شعر و حکایت است که به تشبیهاتی درباره اسب، دیوار و حرکت می‌پردازد. شاعر اسب را نماد ویرانی و نقص می‌داند و به کوتاهی دیوار اشاره می‌کند که نشان‌دهنده ضعف است. او به حرکت و تحرک نیز اشاره می‌کند و می‌گوید که حرکت تنها با زور و فریب ممکن است. شاعر در نهایت به شرایط خودش اشاره می‌کند که هر سال شش ماه روزه می‌گیرد و از طرفی دیگران تنها یک ماه روزه دارند، و خواستار توجه دیگران به حال و وضعیت خودش می‌شود. این متن به نهادینه شدن احساس ناامیدی و کم‌توجهی در جامعه می‌پردازد.