شمارهٔ ۱۶۶ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در مدح تو اگر چه مجالی فسیح بود
وین بنده را زبان عبارت فصیح بود
چندان که خواستم که کنم نظم مدحتی
نه معنی غریب و نه لفظی ملیح بود
چون بادپای خوشرو اندیشه گرم کرد
از عجز درسر آمد و عیبی قبیح بود
گفتی قلم شدست مرا دست با قلم
وین از کسل نبود که عجز صریح بود
بسیار گرد طبع پریشان برآمدم
نه پاسخی بجای و نه عذری صحیح بود
تا عاقبت زعقل شنیدم که موجبش
این بود و بس که قدر تو بیش از مدیح بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مدح و ستایش کسی میپردازد، ولی به این نتیجه میرسد که هرچه تلاش کند، قدرت بیان او برای توصیف عظمت آن شخص کافی نیست. او احساس ناتوانی میکند و میگوید که موضوع آنقدر بزرگ است که فراتر از تحسین و مدح است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که ارزش و مقام آن شخص از توصیف او بیشتر است.