شمارهٔ ۱۶۸ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قدری شراب از رضیّ الّدین بخواستم
میداد وعده مدّتهای مدید بود
ناگاه دوش وعدة خود را وفا نمود
والحق ز خرّمی شب من روز عید بود
دیدم غلامکی و یکی ظرف مختصر
وانگه چگونه مختصری نامفید بود
آبی به بوی گنده ولیکن به طعم بد
بدرنگ همچو جرعۀ جام صدید بود
آغشته بد به دردی و خاشاک گفتیی
در بول اسب ریزۀ سرکین ترید بود
گفتم همین زمان بر او باز برهلا
گو این مروّت از کرم تو بعید بود
این بادۀ چنین ز بتر جای آورند
گفتا آری از خم خواجه حمید بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از رضیالدین شراب میطلبد و میگوید مدتها وعده داده شده بود تا اینکه ناگهان وعدهشان را وفا میکنند. او با توصیف شراب میگوید که شب خوشی را تجربه کرده است، اما وقتی شراب را میبیند، متوجه میشود که ظرف و محتوای آن بسیار نامناسب و بد است. به نوعی طعم و بوی شراب به شدت ناخوشایند است و شاعر آن را با درد و خاشاک مقایسه میکند. او از کسی که شراب را آورده است گلایه میکند و میگوید این نوع شراب شایسته او نیست. در پاسخ او عنوان میشود که شراب از خم خواجه حمید آمده است که نشان از بیکیفیت بودن آن دارد.