شمارهٔ ۱۶۷ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز مرگ ناخوشتر چیز اگر تواند بود
حیات مردم کوته نظر تواند بود
چگونه زنده بود آن که مدّۀ العمرش
نه از خدا و نه از خود خبر تواند بود
چو در مکّون و تکوین او نظاره کنی
مکّونات همه مختصر تواند بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به بیان ناپایداری و ناتوانی انسانها در درک زندگی و مرگ میپردازد. او میگوید که مرگ بدتر از هیچ چیز نیست و حیات انسانها میتواند کوتاهنظر باشد. اگر کسی در زندگیاش نه از خدا آگاه باشد و نه از خود، به چه معنا زنده است؟ در نهایت، وقتی به موجودات نگاه میکنی، همه چیز در وجودشان مختصر و محدود است.