شمارهٔ ۱۸۱ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
امام ملّت و مفتیّ مشرق و مغرب
بیان کند که شریعت چه حکم فرماید
در آنکه شخصی از بهر دعوی شرعی
خود و غریمی در مجلس قضا آید
بدست ظلم و تطاول یکی زنا اهلان
غریم او را از وی به قهر بر باید
چو این تظلّم بر شاه شرع عرض کند
ز روی ضبط شریعت برو نبخشاید
بخواند او را واو با کمال ناجنسی
عدول از نهج اعتراف ننماید
چو معترف شود و ملتزم که با آن شخص
بر آنچه حکم شریعت بود نیفزاید
دو ماه بگذرد، این مدعّی بیچاره
ز گفتگوی و تقاضا زبان بفرساید
فزون ازین نبود حاصل تقاضاهاش
که او بچرب زبانی سرش بینداید
نه راز سینۀ او کس بگوش راه دهد
نه کار بستۀ او هیچ خلق بگشاید
گه اضطراب کند، گه به عجز تن بنهد
گهی خموش بود، گاه ژاژ میخاید
خدایگان شریعت چو حال می داند
اگر ز نصرت مظلوم تن زند شاید؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی وضعیت فردی میپردازد که برای طرح دعوی شرعی به مجلس قضا میرود، اما با ظلم مواجه میشود. او از طرف مقابلش به قهر وادار میشود و تلاش میکند که مظلومیت خود را به مقامات شرعی گزارش دهد، اما متوجه میشود که شریعت با او به چه روشهایی برخورد میکند. تذکری درباره دشواریهای این فرد و تأخیر در رسیدگی به درخواستش مطرح میشود، و بیان میکند که از کمک و حمایت برخوردار نیست. در نهایت، تلاشهای او به نتیجه نمیرسد و او در میان احساس اضطراب و ناامیدی در نوسان است، در حالی که مقامات شرعی از وضعیت او آگاهند.