شمارهٔ ۱۸۳ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
نیم مستست چشم دلبر من
خوابش از هیچگونه می ناید
چشم دارم که تو بحکم کرم
زان شرابی که جان بیفزاید
چشم او را به خواب بسته کنی
تا ازو کار بنده بگشاید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساس عشق و شوق نسبت به محبوب میپردازد. شاعر اشاره میکند که محبوبش در خواب است و او در انتظار است تا از چشمانش که به خاطر محبتش بیدار شدهاند، کاری انجام دهد. او امیدوار است که وقتی محبوبش خوابش را ببندد، فرصتی برای او ایجاد شود تا عشقش را ابراز کند و جانش را با شرابی که او به وجود میآورد، سرشار سازد.