شمارهٔ ۲۰۵ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خسروا نکته یی ز من بشنو
تا تو باشی ز ملک برخوردار
مملکت راست چون ترازوییست
دایم از عدل خود معیّر دار
یک سرش آهنست و یکسر زر
هر دو بر جای خود مقرّر دار
لطف و عنف است زرّ و آهن را
هر دو با یکدیگر برابر دار
ز آهن آن سلاح لشکر کن
وز زرش برگ و ساز لشکر دار
تا نگردد ز ظلم زیر و زبر
آهنش در برابر زردار
دوستان را بزر توانگر کن
دشمنان را به تیغ سر بردار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
خسرو، نکتهای را از من بشنو که به تو کمک کند تا از ملک خود بهرهمند شوی. مملکت مانند ترازویی است که همیشه باید به عدالت رفتار کند. یکی از طرفهای این ترازوی عدالت، آهن و طرف دیگر طلاست که هر دو باید در جای خود قرار گیرند. طلا و آهن باید در کنار هم وجود داشته باشند و به تعادل برسند. از آهن برای ساخت سلاحهای لشکر و از طلا برای وسایل زینتی آن استفاده کن تا ظلم و فساد از بین برود. دوستانت را توانگر کن و دشمنان را با شمشیر از میان بردار.