شمارهٔ ۲۰۹ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دختران سخن که دارمشان
در نهان خانۀ دماغ بزور
از طریق مثل به چشم خرد
نور بینائیست و دیدۀ کور
گر برمشان بنزد این مردم
که زنا اهلیند همچو ستور
بر گشاده دهان بکینه چو مار
تنگ بسته میان به حرص چو مور
فیصل کارشان بروت و دماغ
حاصل الامرشان همه شر و شور
دانک بر رسم جاهلیّتشان
کرده باشم بزندگی در گور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به انتقاد از وضعیت دختران و زنان در جامعه میپردازد. شاعر به توصیف حجاب و محدودیتهایی که بر روی دختران گذاشته شده است اشاره میکند و به جهل و خرافاتی که حول زنان وجود دارد میتازد. او به زشتیهای رفتارهای نادرست اجتماعی میپردازد و از تصمیمگیریهای نابخردانهای که به زندگی زنان آسیب میزند، گلایه میکند. در نهایت، شاعر زندگی در چنین جامعهای را به مرگ تشبیه میکند و به رسمهای جاهلی اشاره مینماید.