شمارهٔ ۲۱۱ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای کاینات در نظر همّتت حقیر
دیوار آسمان ز معالیّ تو قصیر
نزهتگه خرد ز خیالت ، دماغها
بستانسرای خلد ز اندیشه ات، ضمیر
هم عقل را هدایت لفظ تو رهنمای
هم خلق را لطافت خلق تو دستگیر
ای خلق را وجود تو بایسته تر ز جان
وی در جهان بقای تو چون عقل ناگزیر
در جان من ز شوق جناب تو آتشیست
کز نسبت تفش خنکست آتش سعیر
گر آب هفت دریا ریزند بر سرش
الّا به آب دجله نگردد سکون پذیر
وین خاصیت خدای بدان داد دجله را
کوهست در جوار جناب تو جای گیر
چندان ز روزگار مرا مهلت آرزوست
کز خاک آستان تو چشمم شود قریر
انفاس پر نفایس تو منقطع مباد
ای همچو آفتاب در ایّام بی نظیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش خداوند و عظمت او میپردازد. شاعر به قدرت و همت الهی اشاره میکند که حتی دیوار آسمان نیز نمیتواند محدودیتی برای او ایجاد کند. او دنیای خرد و فهم را نتیجه تفکر و اندیشه الهی میداند و موجودات را به وجود خداوند وابسته میشمارد. شاعر همچنین از عشق و شوق خود به خداوند سخن میگوید که در جان او شعلهور است و این عشق نسبت به خداوند، او را به آرامش میرساند. اینکه حتی اگر آب دریاها بر آتش شوق او بریزد، آتش عشقش خاموش نخواهد شد. در پایان، شاعر آرزوی مهلت بیشتری از زندگی را دارد تا از خاک آستان خداوند بهرهمند شود و از ذات پرنفیس او جدا نشود.