نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۷ - ایضا له کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شب سیاه به تاریکی ار نشینم به

که از چراغ لئیمان به من رسد تابش

جگر بر آتش حرمان کباب او لیتر

که از سقایۀ دو نان کنند سیرابش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به چیزی اشاره می‌کند که در یک شب سیاه و تاریک، دوست دارد نور چراغی او را روشن کند. او از درد و رنجی که بر دلش سنگینی می‌کند، سخن می‌گوید و به حالت سیراب شدن از دو نان اشاره می‌کند که به نوعی نماد نیاز و کمبود در زندگی‌اش هستند. شاعر احساس ناامیدی و فقدان را به تصویر می‌کشد و می‌خواهد با وجود تاریکی، به نوری دست یابد.