نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳ - ایضاً له کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

سپهر مجد و کرم عزّدین یگانة دهر

که دست و کلک ترا باقضا مساوقتست

شدست ماه نو اندر جهان مشارالیه

از آنکه باسم اسب توش مطابقتست

بهرچه رای شریفت اشارتی فرمود

سبیل چرخ در آن طاعت و موافقتست

چنان بیمن تو اضداد آشتی کردند

که خوشدلی و هنر را بهم معانقتست

رهی ملازم این حضرتست از دل و جان

بصورت ارچه از آن درگهش مفارقتست

در آن مهم که بجاه تو استعانت رفت

توقّف تو هم از غایت مخالفتست

رهی برابر آن زن بمزد هم باشد

گرین مراقبت از جانب مصادقتست

وگر بطبع برو عاشقی چه درباید؟

ترا که با سروریشی چنان معاشقتست

یکی سوار ز بهر خدای را بفرست

مرا مگیر که خود قدمت مرافتقست

سوار ظلم بنا حق همه جهان بگرفت

به یک سوار به عدل این همه مضایقتست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در وصف مقام و ویژگی‌های الهی و انسانی سپهر مجد و کرم عزدین نوشته شده است. شاعر به هماهنگی و هم‌سویی دست و قلم شخص موردنظر با قضا و تقدیر اشاره می‌کند و به روشنی بیان می‌کند که چگونه با ظهور شخصیت او، خوبی‌ها و هنرها به یکدیگر نزدیک شده‌اند. او بر اهمیت مقام و جاهی که این فرد دارد تأکید می‌کند و از اتحاد و دوستی بین اضداد به لطف او یاد می‌کند. شاعر در ضمن، به دوستی و عشق اشاره می‌کند و از برقراری عدالت در دنیا صحبت می‌کند، با دعوت به ارسال یک سوار برای برقراری این عدالت. در نهایت، شاعر بر ضرورت توجه به والایی‌های شخصیت مورد نظر تأکید می‌کند و به تهدیداتی که بر اثر ظلم به وجود آمده‌اند، اشاره می‌کند.