شمارهٔ ۲۴۲ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
اگر چه مدّتی شد تا ز سالوس
گذر بر کوی خمّاری نکردم
چو ناجنسان ز روی خام طبعی
می اندر جام می خواری نکردم
به چشم فاسقی از راه تهمت
نظر در روی دلداری نکردم
بجان با خوبرویان بهر بوسی
منِ کم مایه بازاری نکردم
سماع چنگ و روی یار همدم
برین باری من انکاری نکردم
گرانجانی که رسم زاهدانست
تو خود دانی که بسیاری نکردم
بباطن پارسا خود نیستم لیک
بظاهر فاسقی آری نکردم
چرا در خلوتم محرم نداری؟
چو کس را قصد آزاری نکردم
اگر کردم ز جام باده توبت
ز نقل و پست و نان باری نکردم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف احساسات و رفتارهای خود میپردازد. او بیان میکند که از مدتی پیش از فضای ناخوشایند و ریاکارانه دوری کرده و به دلیل طبع خام خود، به میخواری و رفتارهای ناپسند دیگران رو نیاورده است. او همچنین تأکید میکند که هرگز به کسی تهمت نزده و از اتهام به محبوبش پرهیز کرده است. شاعر نشان میدهد که اگرچه در باطن خود پارسا نیست، اما در ظاهر به فاسد بودن متهم نشده است. او از تنهایی و نبود محرم در خلوات خود گلهمند است و میگوید اگر در گذشته از شراب نوشیده، به خاطر نان و دنیا نبوده است. به طور کلی، این شعر نگاهی انتقادی به دنیا و رفتارهای اجتماعی دارد و صداقت درونی شاعر را در برابر جامعه مورد تأکید قرار میدهد.