شمارهٔ ۲۴۳ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
گر عزیزست سیم بر مردم
هست از وی عزیز تر مردم
چشم از آن بر سر آمد از همه تن
که ورا هست در نظر مردم
چشم نرگس اگر توانستی
بخریدی به سیم و زر مردم
گرگ یوسف نشد زاطلس و نیز
از عتابی نگشت خر مردم
همه نیها چو نیشکر بودی
گر بدی مرد بد گهر مردم
نیست یک تن که مردمیت کند
ورچه شهریست سر بسر مردم
چشم ترکان سیاه دل زانست
که کند جای تنگ بر مردم
مردمی در جهان نماند از آن
که بخوردند یکدگر مردم
خود چه عهدست عهد ما؟ که وفا
در سگان هست و نیست در مردم
شرف مردم از هنر باشد
نه به سیمست معتبر مردم
اگرت آرزوی عیش خوشست
خوش فرو گیر کار بر مردم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ارزش و اهمیت واقعی انسانها نسبت به ثروت و مال اشاره دارد. شاعر بیان میکند که با وجود ارزشمندی سیم و زر، انسانها از آن نیز ارزشمندترند. او به این نکته اشاره دارد که زیبایی ظاهری و ثروت نمیتواند موجب احترام و ارزش واقعی فرد شود. همچنین، او از فساد و خیانت میان انسانها در جامعه سخن میگوید و تأکید میکند که شرف و اعتبار یک فرد باید بر اساس هنر و اخلاق او باشد، نه بر اساس داراییاش. در نهایت، شاعر به اهمیت رفتار درست و نیکو در ارتباط با دیگران اشاره میکند تا زندگی خوشی رقم بخورد.