نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۴ - ایضا له کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

یزرگوارا دانی که بهر خدمت تو

ز گونه گونه هنرها چه مایه پروردم

لطیفهای سخن را که زادۀ روحند

بسی بخون جگر همچو دایه پروردم

ز آفتاب حوادث نگاه دار مرا

که زیر دامن لطف تو سایه پروردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از بزرگواری و لطف معشوق سخن می‌گوید و به تعبیر می‌آورد که برای خدمت به او تلاش کرده و هنرهای مختلفی را پرورش داده است. شاعر همچنین به لطافت سخنانی اشاره دارد که به نوعی از روحش نشأت گرفته و با عواطف عمیقش به آن‌ها اهمیت داده است. در پایان، از معشوق می‌خواهد که او را از خطرات و مشکلات زندگی حفظ کند، چرا که در سایه‌ی محبت او را پرورش داده است.