شمارهٔ ۲۸۰ - وله ایضاً کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای ز تو کار همه کس بر مراد
تا کی آخر کار ما باشد چنین ؟
خود روا داری تو از روی کرم
کین دعا گو بی نوا باشد چنین
من نگویم هیچ و تو باشی خموش
کار ما پس دایما باشد چنین
چون نباشد روی دخلی وانگهم
خرج خلقی در قفا باشد چنین
پس گدایی کردنم لازم شود
از تو پرسم سرورا باشد چنین؟
هم تو اهل جود و هم من اهل فضل
پس میان ما چرا باشد چنین ؟
نان من بروام و خدمت بر دوام
رسم و آیین کجا باشد چنین؟
من چنین محروم و هر بی حاصلی
از تو در نعمت ، سزا باشد چنین ؟
چون جز از تو کس نخواهد کر دراست
کار من، گر سالها باشد چنین
گر ازین بهتر همی باید بکن
ورچنین نیکست تا باشد چنین
با چو تو مخدوم حال چون منی
هم تو فتوی ده روا باشد چنین؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس ناامیدی و نیاز به محبت و کرم خداوند است. شاعر در آن به این موضوع اشاره میکند که تمام کارها به دست خداوند است و او به دیگران کمک میکند. اما شاعر خود را در وضعیتی نابهسامان میبیند و میپرسد چرا باید وضعیت او اینگونه باشد. او همچنین به ارتباط خود با خداوند اشاره میکند و میگوید که گرچه خود را بینصیب میبیند، اما خداوند اهل جود و بخشش است. در نهایت، شاعر خواهان تغییر اوضاع و برقراری ارتباطی بهتر با خداوند است و از او میخواهد که رحمتش را شامل حال او کند.