نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۷ - .له ایضا کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن زن که پریر آمد در عقد نکاحت

بر مدحت او بود زبان در دهن تو

از بس که برو مهر تو می دیدم گفتم

کین زن ز برای تو برید کفن تو

امروزش دیدم خط بیزاری در دست

نفرینش دمادم شده بر جان و تن تو

امساک به معروف نکردیش همانا

معروف با امساک نبودست زن تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زنی سخن می‌گوید که در عقد نکاح آمده و زبانش در مدح اوست. به خاطر محبت و احساساتش نسبت به او، می‌گوید که این زن می‌تواند برای او کفن تهیه کند. اما امروز خط بیزاری او را دیده و می‌فهمد که نفرین او بر جان و بدنش می‌افتد. شاعر اشاره می‌کند که او به درستی با مهربانی و معروف رفتار نکرده و این رفتار در شأن زن نیست.