نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۹ - ایضا له کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

هر کو به هنر کند مباهات

یا فخر آرد به فضل و خامه

از فقر سیاه رو چو کلکست

وز پشت شکسته همچو نامه

باشد چو قلم تهیّ و عریان

پشت و شکمش زنان و جامعه

انگشت محاسبانه دارد

زان باشد زرد رخ شمامه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع فخر و مباهات به هنر و دانش اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که کسانی که به هنر و فضل خود افتخار می‌کنند، اگر از فقر و ناتوانی رنج ببرند، وضعیتشان چندان دلپذیر نخواهد بود. او به عدم توانایی و تهی بودن از هنر واقعی اشاره می‌کند و می‌گوید که در این حال، انسان به مانند یک قلم بی‌ارزش می‌ماند. در انتها، به سختی‌های محاسبه و تحلیل زندگی‌اش اشاره می‌کند و نتیجه می‌گیرد که چنین وضعیتی باعث زردی و ناراحتی او می‌شود.