نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۶ - و له ایضاً کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای سرا پرده بر فلک برده

عصمت از جوهر ملک برده

رایت مهر هرکجا رفته

با خود از رای تو یزک برده

نقّد دعوی حقّ و باطل را

شرع از مسندت محک برده

منهی فکرت تو نخست غیب

سوی علم تو یک بیک برده

عقل گاه تفهّم سخنت

برعطارد گمان شک برده

میزبان قدر زبخشش تو

دیگ اومید را نمک برده

زودبینی لعاب خامۀ تو

روز کوری زشب پرک برده

مژۀ شچم حاسدان درت

رشک بر خار و برخسک برده

بارۀ صیت تو زخطّۀ کون

چندگامی فرا ترک برده

ماه منجوق رایت قدرت

زیب خورشید نه فلک برده

نوک اوتاد خیمۀ جاهت

رخنه اندر دل سمک برده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش مقام و صفات الهی می‌پردازد. شاعر از ویژگی‌های بزرگ خداوند سخن می‌گوید که از آسمان‌ها نزول کرده و عصمت و حق را به بشر ارزانی داشته است. اشاره دارد که اراده و تدبیر الهی در همه جا جاری است و این قدرت و شکوه خداوند بر تمامی موجودات سایه افکنده است. همچنین به عقل و دانش الهی اشاره می‌کند که غیبت و عدم را به علم تبدیل کرده و به انسان‌ها روشنی می‌بخشد. در نهایت، شاعر از زیبایی و عظمت نام خداوند و تأثیر مثبت آن بر دل‌ها و ذهن‌ها سخن می‌گوید.