شمارهٔ ۳۰ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
در دام رهی فتاد امروز
صیدی که ز دامها بجستست
و اقبال آنست کز شبانه
چون نرگس خویش نیم مستست
وین لحظه گشادن قبایش
در چند پیاله باده بستست
گر خواجۀ به لطف دست گیرد
بر من نه نخستمینش دستست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره شخصی است که امروز در دام گرفتار شده، کسی که قبلاً از دامها فرار کرده بود. او در حال حاضر در شرایطی قرار دارد که شبیه به نرگس مست است و در این لحظه به باز کردن قبایش مشغول است و در کنار این کار از چند پیاله نوشیدنی نیز استفاده میکند. شاعر همچنین اشاره میکند که اگر کسی به او لطف کند، برای او دستش در دست آن شخص نخواهد بود.