نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۹ - وله ایضاً کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای زبیم تو در تن اعداد

خون چو خون عصیر جوشیده

پست در پای محنت افتاده

هرکه با دولت تو کشیده

همّتت گوش چرخ مالیده

هیبتت شیر شیر دوشیده

هست بر یاد بخشش تو رهی

جامهای امید نوشیده

نه همانا که سمع اشرف را

حال من ماند نانیوشیده

کار مرسوم اگر نمی دانی

حال تشریف نیست پوشیده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف حال و هوای خود در برابر مشکلات و مصائب می‌پردازد. او از خونی که در تن اعداد جاری است صحبت می‌کند و از کسانی که به دولت و قدرتی دست یافته‌اند. شاعر همچنین به عظمت و بخشش معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که امیدوار است که از جام‌های امید بنوشد. در نهایت، او به وضعیت خود اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر کار مرسوم را نمی‌دانی، حال او پوشیده نیست. این شعر ترکیبی از اندیشه‌های عمیق و احساسات شخصی شاعر است.