شمارهٔ ۳۲ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بخدایی که وصف بیچونیش
بر اشارات انبیا رفتست
قلم استقامت صنعش
همه بر خطّ استوا رفتست
بر سر بندگان بخواهد راند
هر چه اندر ازل قضا رفتست
کاندرین مدّت دراز آهنگ
که ز عهد فراق ما رفتست
نه خیالت زچشم دورشدست
نه ز دل یاد تو فرا رفتست
در ضمیرم همه ثنای تو بود
بر زبانم همه دعل رفتست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف بیپایانی خداوند اشاره دارد که در کلام پیامبران به تصویر کشیده شده است. شاعر بیان میکند که آثار و نشانههای خداوند در جهان به وضوح دیده میشود و تقدیر الهی بر سر بندگان میبارد. همچنین، شاعر به احساس عمیق وابستگی و یاد معشوق اشاره میکند که هیچگاه از دل و ذهنش دور نشده و همواره در ضمیرش ستایش معشوق وجود دارد و این عشق بر زبانش جاری است. به طور کلی، شعر به تداوم عشق و یاد خداوند و معشوق در دل و جان انسانها میپردازد.