شمارهٔ ۳۲۲ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
در ضمیرم اگر چه کم گویم
سخن نغز هست بسیاری
چه کنم دست همّت ممدوح
بر دهانم ز دست مسماری
عقد گوهر کجا کنم عرضه
چون نبینم همی خریداری
نیست در روزگار ممدوحی
که ازو نیست بر من انکاری
طوطیان خموش می خواهند
تا نیفتد زیان دیناری
بلبل مرده دوست میدارند
تا نباید علوفه شان باری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساساتی است که شاعر درباره بیان نکردن اندیشهها و احساسات خود تجربه میکند. او به این نکته اشاره میکند که با وجود تفکر و سخنهای خوب در درونش، نمیتواند آنها را بیان کند، زیرا قدرت و همت کافی را ندارد. همچنین، به نوعی از ناچاری و عدم ارتباط با دیگران اشاره دارد و از انزوا و سکوت طوطیها و بلبلها سخن میگوید که در نهایت به خودخواهی و سودجویی منجر میشود. شاعر در نهایت، تضادی را میان دلتنگی برای روابط عمیق و واقعیتهای دنیا مییابد.