شمارهٔ ۳۳۲ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
جو همی خواستم پریر به شعر
از که؟ از نا خوشی گرانجانی
گفت جو می دهم، ولیک به زر
رو درستی بیار و انبانی
گفتمش این سخن معاملتیست
نیست از کار دور چندانی
زر ندارم ولیک بفرستم
از میان پای خر گروگانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به دنبال دریافت چیزی است و از شخصی میخواهد که در ازای غم و ناراحتیاش به او جو بدهد. آن شخص پاسخ میدهد که جو میدهد اما باید راستگویی و صداقت را به همراه داشته باشد. شاعر در جواب میگوید که این گفتگو شبیه به یک معامله است و او زر (طلا) ندارد، اما میتواند چیزی از میان پای خر بگذارد. این شعر به نوعی انتقاد از وضعیتها و معاملات غیرصادقانه در زندگی اشاره دارد.