نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۵ - وله ایضا کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

ای صفات کرمت روحانی

وی تو در ملک نظام ثانی

هر کجا حضرت تو، آسایش

هر کجا دولت تو، آسانی

همه زرهای جهان را نقشست

سکّۀ جود تو بر پیشانی

سر کلک تو همی برباید

گوی حکم از فلک چوگانی

قهر تو موجب استیصالست

عدل تو مایۀ آبادانی

ذات پر معنی تو مشتملست

هر کجا درد بود درمانی

هر کجا کرد بود بارانی

هر کجا درد بود درمانی

گر نیم حاضر درگاه رفیع

نیستم غایب از و تا دانی

بتو مستظهرم از کلّ جهان

که سراسر کرم و احسانی

پیش از این داده ام اندر خدمت

شرح ظلم عمر لنبانی

آن بهر تیر و تبر شایسته

آن بهر محنت و رنج ارزانی

ظاهر و باطن او شرّ و فساد

صفت و صورت او شیطانی

یک زبانی نبود در دوزخ

به گرانجانی این دندانی

چار سالست که محبوس ویم

من دانا ز سر نادانی

حاصلی نیست ز سرمایه و سود

جز پریشانی و سر گردانی

این هم از طالع منحوس منست

که شکاریست سگ کهدانی

صاحبا ! صدرا! از بهر خدا

نه تو یاری ده مظلومانی؟

چه بود چیزی ازین افزونتر

که ز دندان ددم برهانی

مالش ظلم اگر می ندهی

مال من باری ازو بستانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف صفات و ویژگی‌های الهی می‌پردازد و بر کرم و رحمت خداوند تأکید دارد. شاعر بیان می‌کند که هر کجا خداوند باشد، آرامش و آسایش وجود دارد. او به پیوند میان عدالت و آبادانی اشاره کرده و می‌فرماید که خداوند درمان‌گر دردها و رنج‌هاست. شاعر در بیان سختی‌های خود، از ظلم و ستم عمر و مشکلاتش می‌گوید و به امید یاری و امداد الهی، از پروردگار می‌خواهد تا بر مظلومان رحم کند و از ظلم ستمگران بکاهد. در نهایت، او احساس ناامیدی و پریشانی را به تصویر می‌کشد و از خداوند می‌خواهد که به داد او برسد.