شمارهٔ ۳۴۳ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
صاحبا عدّت قیامت را
از من ممتحن چه می خواهی ؟
هر کس از گونه یی همی گوید
تو بگو خویشتن چه می خواهی ؟
هر زمانی عتابی آغازی
معنی این سخن چه می خواهی؟
کردی از پای من برون شلوار
بدرم پیرهن ، چه می خواهی؟
می کنی تو ز پیش دفع سؤال
ورنه زین مکروفن چه می خواهی؟
من نمی خواهم از تو هیچ، برو
ای مسلمان ز من چه می خواهی؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خداوند میپرسد که در روز قیامت چه چیزی از او میخواهد. او به این نکته اشاره میکند که هر کسی از دیدگاه خود چیزی میگوید، اما او از خدا میخواهد که خودش بگوید چه خواستهای دارد. شاعر به معانی مختلف که در هر زمان ممکن است مطرح شود اشاره میکند و از خداوند درباره دلایل و خواستههایش سوال میکند. او بیان میکند که با وجود مشکلات و چالشها، از خدا هیچ چیزی نمیخواهد و تنها میخواهد بداند که خدا از او چه خواسته است.