نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱ - ایضا له کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به نرد باختن اندر بلا و درد سرست

ازو حذر کن و بگریز گر ترا بصرست

صلاح خویش نگهدار و نا فلاح مجوی

که در صلاح و فلاح تو نرد کینه ورست

به جاه ازو خللست و به فضل ازو نقصان

ازو به مال زیانست وزو به تن خطرست

گهی بکوبی زانو و گه بکوبی بر

درست گویی دست تو درّة عمرست

گهی بخایی لبها ز بس دریغ و فسوس

چنانکه گویی در زیر زخم نیشتر ست

هر آن حریف که با تو بباخت دشمن شد

وگرچه او ز همه دوستانت دوست تر ست

گهی بنالی و گویی اگر چنین زدمی

ببردمی و کنون شد که زخم من دگرست

گهی بگیری و گویی مگر براید نقش

گهی بدزدی و گویی حریف کور و کرست

چو بنگری همه بازیت دزدی آمد و مکر

چو بنگری همه گفت تو گوییا مگرست

بعشرت اندر کسبست و ، کسب در عشرت

نکو نباشد اگر حاصلش همه گهرست

عجبّر آنکه همی نرد را هنر دانی

وگرچه درّ سخن به ز نرد در نظرست

اسیر و عاجز چوبی و استخوان گشتن

به چشم آن که مرا و را خرد نه بس هنرست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عواقب بازی کردن و خطرات آن است. شاعر توصیه می‌کند از نرد (بازی) دوری کنی، زیرا این بازی می‌تواند به بلا و دردسر منجر شود. او بیان می‌کند که حتی در مواردی که فرد به ظاهر در تلاش برای کسب موفقیت است، در واقع ممکن است به ضرر خود عمل کند. بازی با نرد به همه چیز آسیب می‌زند، از جمله آبرو، مال و جان. شاعر هشدار می‌دهد که کسانی که در این بازی با تو همبازی هستند، ممکن است تبدیل به دشمنان شوند. حتی اگر در ابتدا از آن‌ها حمایت کنی، در نهایت ممکن است به شکست و زخم‌های عاطفی دچار شوی. در کل، این شعر تأکید بر خطرات و عواقب منفی بازی و حذر از آن دارد.