نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱ - وله ایضا کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

صدرا ما ثل رضیّ دین که بتحقیق

مثل تو در روزگار شخص دگر نیست

نیک دعا گوی تست خادم مخلص

گرچه مرا ورا به خدمت تو خطر نیست

روشنی حال من ز صبح طلب کن

گرز صفای ضمیر منت خبر نیست

می دهمت سال و مه صداع زهر نوع

زان که مرا از عنایت تو گزر نیست

گرچه مرا از تغافل تو زیانست

هست غم غفلت و مرا غم زر نیست

هم تو غم کار من بخور که درین عهد

جز تو کسی را نظر بر اهل هنر نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و محبت به شخصی به نام صدرا پرداخته و اشاره می‌کند که در دوران او کسی مانند او وجود ندارد. شاعر از صدرا می‌خواهد که دعا کند و خود را خادم او می‌داند، هرچند خطراتی در این راه وجود دارد. همچنین شاعر از صدرا می‌خواهد که از حال او باخبر شود و از الطاف او بهره‌مند گردد. او نسبت به مشکلات ناشی از غفلت صدرا ابراز نگرانی می‌کند و در نهایت بر اهمیت توجه صدرا به کارهای هنری و اوضاع دیگران تأکید می‌کند، زیرا معتقد است در این زمان کسی جز صدرا به هنرمندان توجهی ندارد.