شمارهٔ ۷۱ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به خدمت آمدم دی بامدادان
نبودی در وثاق مرده ریگت
گذارم بر طریق مطبخ افتاد
بدیدم لوت و پوت همچو ریگت
بخار جوع کلبی از چهل گام
به مغز من همی آمد ز دیگت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر در صبح زود به جایی میآید و متوجه میشود که در آنجا کسی نیست. او به آشپزخانه میرود و میبیند که فضایی شبیه به بینظمی و کثافت وجود دارد. بوی غذای مطبوع از دور به مشامش میرسد و این بوی خوش به مغز او نفوذ میکند، همانند گرسنگی که به سراغش میآید. شاعر به توصیف احساسات و تجربیاتش در این محیط میپردازد.