نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۸ - وله ایضا کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سرفرازا خدای عزّ وجل

بتو اقبال بی تناهی داد

این چنین دولت اکتسابی نیست

که ترا قدرت الهی داد

عصمت خون و مال خلق تویی

همه عالم برین گواهی داد

بخدایی که فیض انعامش

جان و روزی مرغ و ماهی داد

حکمت او ترا به استحقاق

ملک بخشید و پادشاهی داد

که بده داد من ز دست خری

که به رویم لباس کاهی داد

مال من بستد و ، بداد بدان

از مناهیّ و از متنهی داد

عوض زرّ سرخ و سیم سپید

زرد رویی و دل سیاهی داد

از که باشد امید مظلومان

گر تو یاری من نخواهی داد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ستایش خداوند می‌پردازد و ابراز می‌کند که قدرت و اقبال بی‌نظیری به او عطا شده است. او تأکید می‌کند که این دستاوردها نتیجه قدرت الهی است و خداوند گواه بر عصمت و مال مردم است. شاعر به حکمت خداوند اشاره می‌کند که او را به مقام سلطنت برسانده و می‌گفت که از خدای عز وجل انتظار مدد و یاری دارد، زیرا در غیر این صورت امید مظلومان به ناامیدی می‌انجامد. در کل، شعر نگاهی عمیق به قدرت و نوازش‌های الهی دارد و نشان‌دهنده ارتباط توأم با امید و استغاثه به خداوند است.