شمارهٔ ۹۷ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
به عمرهای چنین تیز تاز زود گذر
فراقهای چنین دیر یاز در نخورد
اگر به قرصۀ خورشید برکشد آنها
که در فراق تو بر جان ما همی گذرد
دهان مشرق ازو نام بر زبان نارد
گلوی مغرب از او لقمه یی فرو نبرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این چند بیت به سرعت گذر عمر و دوری از محبوب میپردازد. او میگوید این دوری به اندازهای کشنده است که حتی اگر خورشید هم به آن نزدیک شود، تاثیری بر درد فراق نخواهد داشت. به عبارتی دیگر، هیچ چیزی نمیتواند بر غم و دوری از معشوق غلبه کند، چه بسا که از مشرق و مغرب هم نام و لقمهای برای راحتی نیابند.