نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ - و قال فی الشکایة کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / ملحقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یا رب تو آگهی که درین اندر سال عمر

روزی بکام من نگذشتست روزگار

از گونه گونه محنت و رنج آن کشیده ام

در مدت حیات که بیش آید از شمار

وینک رسید مرگ بنزدیک و لامحال

بریکدیگر زند زهمه گونه کار و بار

دنیی چنین گذشت که دانی و آخرت

ترسم کزین بتر گذرد صدهزاربار

یا رب چه بودی ار نبدی هستی چنین

کز وی نگشت در دو جهان راست هیچ کار

ورچه نبود گفتنی این لفظ ای خدای

از من چو گفتهای دگر جمله درگذار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از مشکلات و رنج‌هایی که در طول عمرش تحمل کرده است، صحبت می‌کند و به خداوند ابراز نارضایتی می‌کند که چرا زندگی این‌گونه سخت و دشوار بوده است. او به نزدیک بودن مرگ اشاره می‌کند و نگران است که برای روحش وضعیت بهتری در آخرت وجود نداشته باشد. شاعر از خدا می‌پرسد که اگر وجود نداشت، آیا دنیا این‌قدر پر از رنج و درد می‌بود و در پایان از خدا می‌خواهد که از او بگذرد.