نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰۳ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

من بودم دوش و یار سیمین تن من

جمعی ز نشاط و عیش پیرامن من

ایشان همّه صبحدم پراگنده شدند

جز خون جگر که ماند بر دامن من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گوینده به یاد لحظات خوشی می‌افتد که در کنار یار خود (که به زیبایی توصیف شده) گذرانده است. در حالی که دوستان و آشنایان او از آن لحظات لذت می‌بردند و دور شدند، تنها چیزی که برای گوینده باقی مانده، درد و حسرتی عمیق است که همچون خون جگر بر دامنش نشسته است.