شمارهٔ ۱۰ افسر کرمانی
افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر فرق کوه اگر بزنم برق آه را
سوزد چنانکه آتش سوزنده کاه را
بر اشک و آه من به غلط طعنه ها مزن
بنگر چها اثر بود این اشک و آه را
این اشک دجله ای است که ویران کند جهان
و این آه شعله است که سوزد گیاه را
با سنگدل بتی سر و کارم فتاده است
کو از ثواب فرق نیارد گناه را
جای زنخ بداده به پیرامن عذار
ز افسونگری به ماه رسانیده جاه را
ای کاش همچو دامنش افتادمی به پای
تا بوسه اش همی زدمی خاک راه را
افسر بنال خوش که کسی منع عاشقان
نتوان نمود، ناله بیگاه و گاه را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر احساسات عمیق خود را به تصویر میکشد. او بر این باور است که اگر بر فرق کوه برق بزند، آتش عشقش به شدت سوزاننده و ویرانگر خواهد بود. او اشک و آه خود را به عنوان نیرویی قوی توصیف میکند که میتواند جهان را تحت تأثیر قرار دهد. شاعر به سنگدلی معشوق اشاره میکند و از ناکامی در رسیدن به او lament میکند و آرزو میکند ای کاش میتوانست به دامن معشوق بیفتد و عشقش را ابراز کند. در نهایت، شاعر به محدودیتها و فریادهای عاشقان اشاره میکند و عدم امکان ابراز عشق در مواقع نامناسب را بیان میکند.