نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ افسر کرمانی

افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در بزم چمان آمده سرو چمن ما

امشب همه رشک چمن است انجمن ما

ماه است که در بزم برافروخته طلعت،

یا شمع رخ مهوش سیمین بدن ما؟

خوب است که در بزم من آید به تماشا،

دهقان، که نپرورده چو سرو چمن ما

در باغ ز حسرت همه چشم آمده نرگس

از بهر تماشای گل انجمن ما

یار است گل انجمن و ما همه بلبل

مرغ قفس گلشن او، جان و تن ما

تا غیرت گلشن شود این انجمن امشب،

پیداست گل ناربن از نارون ما

مانند گلستان شده، افسر، مگر امشب،

آن شوخ گذر کرده به بیت الحزن ما؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و شگفتی بزم و شبنشینی اشاره دارد که در آن سرو و گل چمن، ماه و شمع، وجود دارند. شاعر بیان می‌کند که زیبایی و شکوه این بزم همه را تحت تاثیر قرار داده و حسرت دیگران را برمی‌انگیزد. در این محفل، گل و بلبل، یعنی یار و عاشق، با هم در صمیمیت هستند. همچنین، شاعر به غنیمت شمردن لحظه‌ها و زیبایی‌های شب اشاره می‌کند و از شور و حال انجمن و زیبایی‌های آن سخن می‌گوید. در نهایت، قرار است که این بزم و زیبایی، حسادت و غیرت گلشن را برانگیزد.