نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰ افسر کرمانی

افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما را، ز دل، اندر غم دلبر، گله بسیار

دل را گله از ما که کند حوصله بسیار

پوئیم به سر در سفر عشق تو ره را،

پای دل ما کرده اگر آبله بسیار

یوسف نرود در بر یعقوب وگرنه،

از مصر به کنعان گذرد قافله بسیار

شغلی نبود خوب تر از عشق دلارام

ورنه بود از بهر دلم مشغله بسیار

درمان غم عشق بود صبر و هم از صبر

تا مرحله عشق بود فاصله بسیار

در عشق بدان پایه شدم شهره که در شهر

هر شب بود از آه دلم مشعله بسیار

ای زلف چه داری که غزالان ختایی

هم گردن شیرند در این سلسله بسیار

خوب است به دفتر سخن دوست وگرنه،

در مدرسه باشد ورق باطله بسیار

نبود عجبی گر دل صد پاره افسر،

با ناوک عشق تو کند حوصله بسیار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و درد دل است. شاعر از غم و اندوه خود به خاطر معشوق می‌گوید و از دلایل گله‌گزاری خود از معشوق حرف می‌زند. او به سفر پر فراز و نشیب عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که در این سفر، دلش با مشکلاتی مواجه است. شاعر عشق را بهترین شغل می‌داند و صبر را درمان غم عشق معرفی می‌کند. همچنین، از شهرتی که بر اثر عشق پیدا کرده، سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که زیبایی معشوق به قدری است که حتی شیران هم به او‌ غبطه می‌زنند. در نهایت، او می‌گوید که دلش به خاطر تیرهای عشق معشوق، بسیار شکسته شده است.