شمارهٔ ۹۹ افسر کرمانی
افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
تهی شد کاسه از می، کیسه از زر
نه ساقی مهربان با من، نه دلبر
اگر با ما خوشی این جان و این دل
می و زر گر بخواهی جای دیگر
بنام ایزد، مرا در خانه باشد،
بتی یاقوت لب، خورشید منظر
ز یاقوتش عیان لعل مصفّا
به خورشیدش نهان ماه منور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساس تنهایی و کمبود شده، زیرا نه شرابی در دست دارد و نه محبوبی کنارش است. او اگر خوشی بخواهد، به جای می و زر باید به جایی دیگر برود. سپس دعا میکند که در خانهاش خدای یکتا باشد و بتی زیبا با لبخندی مانند خورشید را میبیند که از یاقوت سرخ درخشان است. از زیباییهای آن بت، مهری پنهان در پس نور خورشید را احساس میکند.