شمارهٔ ۱۱۰ افسر کرمانی
افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ساقی بیار باده که آمد بهار باز
شد صحن بوستان چو عذار نگار باز
ساقی به روی گل قدحی پر کن و ببخش
کو اعتبار عمر که آید بهار باز
گل در چمن چو شاهد ما لاله برفروخت
شد وقت جام باده و بوس و کنار باز
در ساحت چمن بود از جنبش نسیم
سنبل چو زلف لاله رخان بیقرار باز
عطار گرنه باد بهاری است، پس چرا،
در باغ برده طبله مشک تتار باز
ور نیست لاله شاهد هرجایی از چه رو،
افروخته به کوچه و برزن عذار باز
افسر، ز جور لاله عذاران سروقد
دارد رخی ز لاله خونین نگار باز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره بهار و زیباییهای آن است. شاعر از ساقی میخواهد که جام بادهای بیاورد تا جشن بهار را بگیرند. با آمدن بهار، گلها در باغ گل میکنند و زیبایی طبیعت به اوج خود میرسد. شاعر از زیباییهای چمن و گلها و حرکات نسیم صحبت میکند و به عشق و محبت در این فصل اشاره میکند. همچنین به عشق و زیباییهای ظاهری اشاره دارد که شبیه به لاله و سایر گلها هستند. در کل، این شعر به تمجید از زیبایی و لذتهای زندگی در فصل بهار میپردازد.